همه چیز تغییر کرده...من این را حتی وقتی به خودم در آینه نگاهکی می اندازم هم متوجه می شوم..حتی اکنون که 23 ساله شده ام هم 21 سالگی را دوست دارم...به کف دست اش که نگاه می کنم چشمانی را می بینم که به من می گفت :"تو زنده ام کردی... شادم که در زمانه ی توام
شادم که دوست ام داری
شادم که می شناسم ات!تشنگی ات به جنون ام رسانده ست."
در من هنوز راه های نرفته ای هست...دستی درون من تو را موکدا شعر می شود...در من هنوز یک من در تکاپوست...نه! می دانم که این راه راه من است...با من بیاییی یا نه...من جز تو راهی ندارم...
همه چیز تغییر نکرده...
من بیست و یک سالگی...
ما را در سایت من بیست و یک سالگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:37